تبليغاتX
یا رفیق من لا رفیق له

یا رفیق من لا رفیق له

ناکرده گنه در این جهان کیست؟! بگو . . . آنکس که گنه نکرد چون زیست؟! بگو

گذر زندگی...


نمی دونم چه جوری بنویسم!!!فقط همین که، برا قلبم مستاجر دائمی آوردم یعنی...

28/12/1387 حدود ساعت 15: ............وکیلم؟؟؟ بله


زندگی زیباست، زشتی های آن تقصیر ماست

در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

زندگی آب روان است، روان می گذرد...

هرچه تقدیر من و توست، همان می گذرد


+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 21:48  توسط رفیق  | 

توکل بهترین تکیه گاه است


اصلاً حالم خوب نیست! چرا امشب نمیگذره؟! دارم از حال میرم! چه کنم خدااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟


گفتم که خدا مرا یاری بفرست

طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

فرمود که با زمزمه یا مهدی

نذر گل نرگس صلواتی بفرست


اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم


+ نوشته شده در  یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 21:38  توسط رفیق  | 

و باز هم کار...


در نظرات پست قبل، جناب فتحی عزیز نظری در مورد پیدا کردن کار مناسب داده بودن که من هم به عنوان یک پست می ذارم تا دوستانی که جویای کار مناسب هستند به جای دوندگی و نگرفتن نتیجه، به کاریابی خدا سری بزنن...


"برای پیدا کردن کار مناسب

سوره یوسف علیه السلام رو کامل شب بنویس و به بیرون از خونه برو واون نوشته رو لای سوراخ یا جرز دیواری بذار وبدون اینکه به پشت سرت نگاه کنی برگرد به خونه بعد چند روز بهت یه کاری پیشنهاد می کنن حتما انجامش بده اگر چه حقوقش کم باشه.این کار مجربه ومن به خیلی ها یاد دام وموفق شدند."


وبلاگ آقای محمد علی فتحی اینجاس

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 9:19  توسط رفیق  | 

و اما کار...


چند وقتیه دنبال کارم (کار خونه که بمــــــاند!!!) کلی حرف و حدیث شنیدم که نباید برم سر کار!

دنبال کار سخت افزاری بودم ولی موقعیت مناسبی پیدا نشد آخرش رسیدم به میکس و مونتاژ فیلم اونم جایی که عمده کارشون روی فیلم عروسی هست. کاری که هم محیط مناسبی داره هم چیزیه که از پسش برمیآم اما... یه مشکل بزرگ هست! همه ش باید ترانه گوش بدم!!! هرگز خودم و عقایدمو نمی فروشم!


کم کم دارم به حرف اطرافیان که می گفتن دنبال کار نباش می رسم! باید برم کارت ملیم رو از کاریابی بگیرم. سعی می کنم خودمو بسازم تا کار بیآد سراغم نه اینکه دنبالش باشم!


به قول مربی مون... اینجا کار زیاده اما یا باید توقعات رو پائین آورد یا به جایی رسید که بهت پیشنهاد کار بشه!


خوب حواسمون باشه...

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانیت کند!


+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 13:13  توسط رفیق  | 

الهی از قصورم بگذر و بر شعورم بیفزای


میگن اگه از اول ماه قمری این ختم رو شروع کنی انشاالله تا آخر ماه به حاجتت میرسی. ماه محرم خوندم جوابم هم گرفتم. فردا اول ماه هست می خوام این ماه هم بخونم....


از اول ماه هر روز بین نماز ظهر و عصر 1 صلوات و 1 آیة الکرسی خوانده شود و به ترتیب روزی یک مرتبه اضافه شود تا روز سی ام به 30 مرتبه برسد و بعد طلب حاجت شود


+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 16:55  توسط رفیق  | 

خداوندا شبم را روز گردان

چو روزم بر جهان پیروز گردان

شبی دارم سیاه از صبح نومید

درین شب رو سپیدم کن چو خورشید

غمی دارم هلاک شیر مردان

برین غم چون نشاطم چیره گردان

ندارم طاقت این کوره ی تنگ

خلاصی ده مرا چون لعل ازین سنگ

تویی یاری رس فریاد هر کس

به فریاد من فریاد خوان رس

به آب دیده ی طفلان محروم

به سوز سینه ی پیران مظلوم

به داور داور فریاد خواهان

به یارب یارب صاحب گناهان

به دامن پاکی دین پرورانت

به صاحب سری پیغمبرانت

به محتاجان در بر خلق بسته

به مجروحان خون برخون نشسته

به دور افتادگان از خان و مان ها

به وا پس ماندگان از کاروان ها

به ریحان نثار اشک ریزان

به قرآن و چراغ صبح خیزان

به مقبولان خلوت برگزیده

به معصومان آلایش ندیده

که رحمی بر دل پرخونم آور

وزین غرقاب غم بیرونم آور
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 0:38  توسط رفیق 

آنتی ویروس وجود خودمون آپدیت باشه!!


می نویسیم جهت پیوستن به تاریخ و گرفتن گوش خودمان تا از این به بعد باد غرور ما را حتی اینگونه خفه نکند!!! اوهوم!


چند وقت پیش توی کارگاه کامپیوتر دانشگاه با دوستان روی یکی از پروژه هامون کار می کردیم بعد هم پوشه ی اطلاعات رو از اونجا گرفتم و آوردم ریختم روی کامپیوتر خونه؛ از اون روز تا حالا کامپیوترم روز خوش نداشته!


معمولاً چند روز بعد از نصب آنتی ویروس میزنم اونو از صحنه ی وجود سیستم می حذفونمش! شاید به خاطر اینکه خودمو بیشتر از کار آنتی ویروس قبول داشتم و همیشه تا حالا هرچی از این بچه ویروسا بودن رو دستی حذف کردم!

اما این پوشه ای که از دانشگاه آوردم آه و ناله ی ما رو درآورده! هرچی می کشی بازم هست! جالب اینجاست به دوستم گفتم کامپیوترم BronTok داشته کشتمش. گفت از کجا گرفته بودی؟! گفتم از فلان کامپیوتر دانشگاه! گفت: راست میگی؟؟!!! من اون کرمو به سیستم داده بودم!!!

فردا برم چندتا سی دی بگیرم تا یه جوری از دست این طایفه ی کرم و ویروس و تروجان و... راحت بشم!


خدا کنه ما آدما خودمون ویروس یا دور از جون کرم نداشته باشیم و از اطرافیان هم نگیریم!!! همون غرور هم که اول گفتم خودش یه پا ویروسه! هی منم منم می کنیم آخرش هم، هِــــــــی(نوعی آه)...


یه حکایت هم بگمو تا این منبع الویروس دوباره ریست نشده برم:

میگن:

یکی از بزرگان دین ابلیس را دید! گفت: مرا پندی ده! گفت: مگو "من" تا نشوی چون من!


+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 21:35  توسط رفیق  | 

با كدامين رو ما روزشمارش باشيم؟!


آقا امروز پنجشنبه پرونده ی منو دیدی

می دونم سیاهی های اعمالم محزونت کرد

می دونم برام اشک ریختی

می دونم غصه ی منو می خوری

الهی بمیرم برات که دلت به خاطر ما خونه

آقا جون ببخشم...


خوشا آنانکه اشک را نه بر گونه های خویش، که بر دامان دستان تو می بارن

خوشا آنانکه در گریه های شبانه شان سر بر شانه تو دارن...

العجل یا مولای یا صاحب الزمان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 17:24  توسط رفیق  | 

به یاد آن روزها چه می کنیم این روزها؟!


دیروز استفاده از اتوبوس شرکت واحد رایگان بود! منم که ماشالا حداقل سه تا اتوبوس باید عوض کنم تا به سازمان برسم؛ معمولاً برا خط آخریه با دوستان همراه میشم. دیروز موقع پیاده شدن بلیط ندادیم دوستم گفت چی شده که بلیط نمی گیرن؟! منم از راننده اولیه پرسیده بودم گفتم به مناسبت ورود امام هست! گفت: اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ... حالا کِی قراره بیآن؟؟؟؟؟


نه یه وقت راجع به دوستم فکر بد نکنید! صبح زود بود طفلی حتماً خوابش می اومده وگرنه کاملاً مشخص بود که شوخی نمی کنه!!


دلیل: ما نیز خواستیم مانند ملت سلحشور این ایام را گرامی بداریم! گرامی باد


گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي
باقلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد


گفتمش تصويري از ليلا و مجنون را بکش
عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد


گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن
در بيابان بلا تصويري از سقا کشيد


گفتمش سختي و درد و آه گشته حاصلم
گريه کرد آهي کشيد و زينب کبري کشيد

پ ن: انقلاب جای خود اما بد نیست یه کم حرمت ماه صفر هم حفظ بشه


+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 2:7  توسط رفیق  | 

آخرش پیدا نیست! اما باید بروم...


از دست این پیام کور و دور و همه چی الاّ نور! میگن تحمل سختی گناهای آدمو میبره انگار وقتی ما فارغ التحصیل بشیم مثل بچه ی تازه از مادر متولد شده از پیام نور میایم بیرون البته به شرط اینکه توو بغل عزرائیل نباشیم!!!

اصلاً باید یه شرط برا همه ی خانواده ی گرامی پیام نور بذارن اونم اینکه خودشون روزگاری پیام نوری بوده باشن تا بفهمن دانشجوی بیچاره رو!

هر روز یه ادایی در میآرن! این ترم هم به سلامتی جو گیر شدن انگار به جای امتحان، کنکور ارشد می گرفتن! بعضی تستا رو مقایسه کردم هیچ از کنکور ارشد کم نداشت! امتحانی نبوده که زیر 30 تست جواب بدیم آخه ما که از اول ترم به امید تشریحی درس خوندیم از کجا میدونستیم باید نکات تستی رو بلد باشیم تا درسی که صد در صد نه ولی 80 درصد تشریحی هست رو به صورت تستی جواب بدیم؟؟!!! خدا شفاشون بده لااقل تست هم میدن سوالا درست باشه!

ای بی انصافا...

اینجوری به نفع دانشگاه آزاد که کلاساش خالی مونده کار می کنن! چون خیلیا تصمیم گرفتن نهایتاً تا فوق دیپلم پیام نور باشن و بعدش برن دانشگاه آزاد یا جهاد دانشگاهی که صد شرف داره به این پیام کور!


نمره ی درسای تمام تستی (عمومی ها) هم در سایت گلستان اعلام شده! خدا رو شکر من این ترم عمومی نداشتم آخه انگار همه از دم افتادن! نمره ها مثلاً 1 ، 67/. ، 4 و از اینا!!!!

به قولی غم کم بود بلا هم اومد!

این ترم خواستن نمره ها رو زودتر اعلام کنن که انگار طفلی ها هول شدن و یه نوآوری دیگه ای هم به خرج دادن! راه دور، نبود کتاب، استاد شوت (دور از جون بعضی هاشون)، اخلاق بسیـــــــــــــار خوش تک و توکی از رئیس روسا، امتحانای خالی از سوال درست و... کم بود تصحیح برگه با کلید اشتباه هم اضافه شد! البته بگذریم از اینکه پیام نور در این زمینه نیز سابقه ای بس طولانی دارد!


دل خوشکنک: تحمل ابتکاراتشون واقعاً سخته! دلم خونه اما هر چیزی سختی خودش رو داره باید با امید پیش رفت! خدایا.......


از گابریل گارسیا مارکز می پرسن: اگه بخوای یه کتاب صد صفحه ای در مورد امید بنویسی چی می نویسی؟

میگه: 99 صفحه رو خالی میذارم، صفحه ی آخر سطر آخر می نویسم...

امید آخرین چیزی است که می میرد.

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 10:12  توسط رفیق  | 

خدا ارحم الراحمین هست اما...


این حکایت من و امثال منه!!! نه فقط در عبادت بلکه...شاید همه ی زندگی! یه چیز دیگه می کاریم ولی انتظار دروی بهترین ها رو داریم! کی قراره به خودمون بیایم هاااان؟؟؟!

درباره حضرت لقمان نقل می کنند که ایشان غلام بود و شخصی که او را خرید کمتر از آن شخص عمل و کار نیکی دیده می شد ولی تکیه کلامش این بود که خدا ارحم الراحمین است...

نیمه های شب که لقمان برای عبادت از خواب بیدار شد آقا را نیز صدا کرد که برخیز و برای آخرتت کاری بکن. جواب داد : بگذار بخوابیم خدا ارحم الراحمین است و خوابید!

اذان صبح که شد او را بیدار نمود که قافله نماز شب خوان ها نمازشان را خواندند و توشه هایشان را برداشتند پس برای نماز صبح بلند شو؛ گفت: برو خدا ارحم الراحمین است!

بعد از اینکه نماز صبح لقمان(ع) به پایان رسید نزدیک آفتاب باز به سراغش رفت و گفت: جهان در تلاطم است، خروس را ببین که از این طرف به آن طرف می رود و مرتب فریاد می زند ای غافلان بپا خیزید... لااقل نماز صبحت را بخوان؛ گفت : خدا ارحم الراحمین است و خوابید!

ساعتی که آفتاب به او رسید از خواب بیدار شد و بعد از خوردن صبحانه مقداری گندم در اختیار لقمان قرار داد که برای کاشت به صحرا ببرد لقمان برای اینکه او را متنبه سازد و درسی محسوس به او بدهد گندم ها را نگه داشت و مقداری ارزن روی زمین ریخت و آمد. مدتی بعد که برای سرکشی از گندمزار به آنجا رفتند جز مقداری علف سبز شده چیز دیگری که نشانه کاشت گندم باشد دیده نشد. آقا گفت: مگر گندم ها را نکاشتی؟ لقمان پاسخ داد: نه. گفت: چرا ؟! گفت: دیدم که گندم گران است حیفم آمد آن را به زمین بریزم به جای آن ارزن کاشتم خدا که ارحم الراحمین است ان شاءالله گندم سبز می شود!

گفت: چه می گوئی مگر می شود ارزن بکاری و گندم درو کنی؟! لقمان گفت : از تو یاد گرفتم! مگر می شود از اول شب تا صبح بخوابیم آن وقت بگوئیم خدا ارحم الرحمین است؟!


پ ن: یعنی واقعاً حضرت لقمان غلام بودند؟؟!!!


+ نوشته شده در  یکشنبه 22 دی1387ساعت 14:26  توسط رفیق  | 

السلام علیک یا اباعبدالله


اولین دفعه ای که شعر زیر رو دیدم نمی خواستم بخونم! آخه یه کم زیاد بود ولی وقتی شروع کردم به خوندن یه حس عجیبی پیدا کردم و حالا هم کپی می کنم اینجا چون به نظرم خوندنش خالی از لطف نیست...

خواب دیدم مرده ام**خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من خروارها از خاک بود**وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت**قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود**غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
هر که آمد پیش حرفی راند و رفت**سوره حمدی برایم خواند و رفت
ناله می کردم ولیکن بی جواب**تشنه بودم در پی یک جرعه آب
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست** آن یکی فریاد زد رب تو کیست
ای گنه کار سیه دل،بسته پر**نام اربابان خود یک یک ببر
گفتنم عمر خودت کردی تباه**نامه اعمال خود کردی سیاه
ناامید از هر کجا و دل فکار**می کشیدندم به خفت سوی نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد**از جنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان**نور پیشانیش فوق آسمان
صورتش خورشید بود و غرق نور**جام چشمانش پر از شرب طهور
گیسوانش شط پر جوش و خروش**در رکابش قدسیان حلقه بگوش
لب که نه،سرچشمه آب حیات**بین دستش کائنات و ممکنات
بر سرش دستمال سبزی بسته بود**بر دلم مهرش عجیب بنشسته بود
کی به زیبائی او گل می رسید**پیش او یوسف خجالت می کشید
در قدوم آن نگار مه جبین**از جلال حضرت حق آفرین
دو ملک سر را به زیر انداختند**بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتم این زمزمه**آمده اینجا حسین فاطمه
صاحب روز قیامت آمده**گوئیا بهر شفاعت آمده
سوی من آمدمرا شرمنده کرد**مهربانانه به رویم خنده کرد
این که اینجا اینچنین تنها شده**کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است**گریه کرده بعد شیرش داده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد**عکس من را بر دل خود قاب کرد
بار ها بر من محبت کرده است**سینه اش را وقف هیئت کرده است
سینه چاک آل زهرا بوده است** چای ریز مجلس ما بوده است
اینکه در پیش شما گردیده بد**جسم و جانش بوی روزه می دهد
با ادب در مجلس ما می نشست**او به عشق من سر خود می شکست
پرچم من را به دوشش می کشید**پا برهنه در عزایم می دودید
اسم من راز و نیازش بوده است**تربتم مهر و نمازش بوده است
اقتدا بر خواهرم زینب نمود**گاه می شد صورتش بهرم کبود
حرمت من را به دنیا پاس داشت**ارتباطی تنگ با عباس داشت
نذر عباسم به تن کرده کفن**روز تاسوعا شده سقای من
تا که دنیا بوده از من دم زده**او غذای روضه ام را هم زده
بارها لعن امیه کرده است**خویش را وقف رقیه کرده است
گریه کرده چون برای اکبرم**با خود او را نزد زهرا می برم
هر چه باشد او برایم بنده است**او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود**باعث خوشحالی اعدا شود
در قیامت عطر بویش می دهم**پیش مردم آبرویش می دهم
باز بالاتر به روز سرنوشت**می شود همسایه من در بهشت
آری آری هر که پا بست من است**نامه اعمال او دست من است


       مطمئن باشید که اگه ادامه مطلب رو بخونید پشیمون نمی شید
   التماس دعا    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 16:1  توسط رفیق  | 

مرگ بر اسرائیل

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت 8:50  توسط رفیق  | 

یه پیشنهاد


اِهم...اوهوم... نمی دونم چه جوری این مطلب رو بنویسم!!!

چند شب قبل بارون می اومد بعدش هم توی قسمت هایی از شهر که کارای عمرانی انجام شده دریا! تشکیل شده بود و ماشین ها رفته بودن زیر آب و از اینا... اون شب مانیتور کامپیوترم روشن بود. در عالم خواب تا صبح چند بار صدای تیک تیک خاموش روشن شدن اون اومد که فهمیدیم بله! زیر سر جناب برق هست که هی میرن و میآن! بعد از اون شب یکی از دوستان زنگ زد که کامپیوترم دیگه روشن نمیشه و ماجراهایی که پیش اومد....


حالا من اینا رو گفتم که برسم سر اصل مطلب!

عزیزان! دلبندان! اگه احتمال قطعی برق رو میدین لطفاً جهت رفاه حال خود و دیگران! کلید (on/off یا 0/1 یا همون خاموش/روشن) پشت کیس را روی حالت خاموش قرار بدید تا برای سیستم تون مشکلی پیش نیآد. آخه با قطع و وصل ناگهانی برق ممکنه سیگنال های نمی دونم چی چی(!) باعث سوختن منبع تغذیه و بعضی قطعات دیگر بشوند نقطه


پ ن: اصولاً بهتره در مواقعی که از سیستم استفاده نمیشه این کلید روی حالت قطع باشه

اطـــلاعـــیــــه

اگه سیستم به کل از کار افتاد...

اگه جیغ زد یا جهت نشون دادن مردونگیش، داد نامردی زد...

اگه اسپیکر وِز وِز می کرد یا گُم گُم نمی کرد...

اگه تصویر مانیتور تار یا مات شد...

اگه ماوس سرگیجه گرفت و حس راه رفتن نداشت...

اگه فلان کلید کیبورد به نوازش هاتون جواب نمی داد....

اگه سی دی درایو یا رایتر خراب شد...

اگه fan سر و صدا راه می نداخت...

اگه کارت صوتی و گرافیکی و... مشکل پیدا کرد(مثلاً سوخت!)...

و عیب هایی از این قبیل


دوست داشتین عیبش رو بگین تا اگه تونستم راهنمایی تون کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 11:16  توسط رفیق  | 

خوش بگذره...


دوست عزیزی یه جایی برام این جوری نظر گذاشته بود که:

 
روی گل شما به سرخی انار، شب شما به شیرینی هندوانه، خنده هاتون مانند پسته و عمرتون به بلندی یلدا باشد انشاالله

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید غنیمت شمرد و جشن گرفت

یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه های کوچک گذار...

یلدایتان مبارک و زندگی تان پر از بهانه های شاد باد

 

حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد اما... آیا در سرمای این شب طولانی نیز به فکر ایتام و بی خانمان هایی که چشم می زنند تا زودتر صبح شود، هستیم؟؟!


+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 17:36  توسط رفیق  |